أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
136
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
روزگار باز گشت يزيد بن اسيد از ارمينيه ، گرد آمدند و كارشان بزرگ شد و صدمههاشان فراوان گشت - سپس بغا ، مولاى معتصم بالله ، آن را آبادان كرد و دژ بساخت و بازرگانان را بدان جاى بياورد و متوكليهاش بناميد . سلمان بن ربيعه ، شهر بيلقان را نيز ، بى كارزار بگشود ، و سپاهيان خويش گسيل داشت تا سيسر ، و مسقوان ، و اوذ ، و مصربان « 1 » و مهر جليان - كه روستايى است آبادان - و جاهاى ديگرى از اران را گشودند . او كردهاى بلاسجان را به اسلام خواند . آنان با او كارزار كردند . سلمان بر آنان فيروز شد . بدين گونه برخى از آنان جزيه گزاردن پذيرفتند و برخى زكات ادا كردند . سپس سلمان به بر خورد گاه رودهاى كر و رس ( ارس ) در پشت برديج برفت و از كر بگذشت و قبله را بگشود . شكن ، و قميبران ، و خيزان ، و شاه شروان ، و ديگر شاهان جبال و مردمان مسقط ، و شابران ، و شهر باب با او صلح كردند . و پس از او ديگر اين باب را بستند . خاقان و سپاهيان او ، در پشت نهر بلنجر ، به سلمان بر خورد كردند . و سلمان ، رحمه الله ، در آن جاى ، با چهار هزار مسلمان كشته شد . او نخستين كس بود ، كه در كوفه قاضى شد و چهل روز بماند كه يك تن مدعى نزديك او نيامد . او از عمر بن خطاب روايت كرده است . گويند : چون حبيب ، شهرهاى ارمينيه را گشود ، گزارش فتح را به عثمان نامه كرد . نيز نامهء مرگ سلمان به عثمان رسيد . عثمان خواست تا حبيب را والى آن شهرها كند . سپس چنان انديشيد كه او را بر كار جنگ نهد و براى مرزهاى شام و جزيره بدارد . اين بود كه مرز ارمينيه را به حذيفة بن يمان عبسى داد . سپس او را بر داشت . حبيب به سوى شام آمد و با روم بجنگيد ، تا به حمص شد . معاويه او را به دمشق آورد . او در همان جاى در گذشت . معاوية مغيرة ابن شعبه را والى ارمينيه كرد . سپس او را بر داشت و قاسم بن ربيعهء ثقفى را والى كرد .
--> ( 1 ) - كذا فى المتن ( ص 293 ) يعنى بدون نقطهء حرف چهارم .